در شعر گاهی به خاطر جا به جایی ارکان جمله و حتی ارکان یک عبارت، تشخیص نقش دستوری کلمات دشوار می شود.

مثلا موصوف و صفت / مضاف و مضاف الیه  در شعر، گاهی در کنار هم نیستند:

/با چکا چاکِ مهیبِ تیغهامان تیز/

( تیز) صفت ( تیغ ) است که از آن جدا شده است. این عبارت در نثر این گونه است : تیغ های تیزمان.

به این بیت حافظ نگاه کنید و ببینید چگونه (ضمیر-َش) که مضاف الیه است از مضاف ( صحبت) جدا شده  و به فعل ( شمرید) پیوسته است.

/ گل عزیز است غنیمت شمریدش صحبت/

یعنی صحبتش را غنیمت شمرید.

ساده ترین راه برای پی بردن به نقش کلمات ، مرتب کردن ارکان جمله است. با این الگوی رایج جملات فارسی

نهاد(و وابسته های آن) + گزاره ( سایر ارکان جمله + فعل)

اگر بیت چند جمله بود، یا جملۀ مرکب داشت، جمله ها باید به ترتیب اولویت معنایی ( پایه – پیرو) مرتب شوند؛ مثلا

نشان داغ دل ماست لاله ای که شکفت

به سوگواری زلف تو این بنفشه دمید

با مرتب کردن ارکان جملات به این صورت در می آید:

لاله ای که شکفت ، نشان داغ دل ما است / این بنفشه به سوگواری زلف تو دمید

 

با مرتب کردن ارکان جمله هر کلمه در جای خود قرار می گیرد و وابسته های گروه های اسمی مشخص می شوند و به این ترتیب ، نقش هر کلمه مشخص می شود.